آري
صداي عشقت را شنيدم
مي خواستم باورش كنم!
در مقابل زمين و زمان زانو مي زنم و اعتراف مي كنم
قلبم در كمال نامردي عشق را باور ندارد
كاش بودي تا مي توانستم صداي اعتراف قلبم را به گوشت برسانم
اگر دوست داري بگو تا سياه پوش مرگ عشقت شوم
اگر دوست داري دعا كن خدايت مرا در آتش كينه ي عشقت بسوزاند!
ولي اگر مي شود
قبل از سوختنم
از من بپرس آخرين سخنم چيست
شايد باشد
راهي براي
بخشش!....
از دريچه
با دل خسته، لب بسته، نگاه سرد
مي كنم از چشم خواب آلوده ي خود
صبحدم بيرون نگاهي :
در مه آلوده هواي خيس غم آور
پاره پاره رشته هاي نقره در تسبيح گوهر. . . .
در اجاق باد، آن افسرده دل آذر
كاندك اندك برگ هاي بيشه هاي سبز را بي شعله مي سوزد. . .
من در اينجا مانده ام خاموش
بر جا ايستاده سرد
جاده خالي
زيرباران!
..............
قربونت برم خدا چه قد غريبي رو زمين!!
من متولد1371/6/31 هستم،اهل دیواندره ورشته ریاضی..........خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان....باید از جان گذرد هرکه شود عاشقشان..........
explorer blog